پژوهش های ادبی و بلاغی; پژوهش; ادبیات; بلاغت;

بررسی مفهوم انسان و انسان شناسی در داستان های مصطفی مستور بر مبنای ارتباطات چهارگانه

نوع مقاله: تحلیلی و انتقادی

نویسندگان

1 مدیر گروه ادبیات

2 کارشناس ارشد دانشگاه پیام نور

چکیده

انسان شناسی و مفهوم انسان در کنار مفهوم خدا و جهان، یکی از مفاهیم بنیادی اندیشه ی بشری است. خدا، انسان، جهان، سه محور اساسی اندیشه بشری است که در طول تاریخ و در همه جوامع، پرسش های مهم درباره آنها مطرح شده و تمام تلاش فکری بشر، متوجه این سه کانون و یافتن پاسخ های مناسب برای پرسش های مربوط به آن است. مساله ارتباطات چهارگانه (رابطه انسان با خدا، ‌خود،‌ دیگری و طبیعت) در ادبیات داستانی به دلیل نوع، وضع و حال انسان معاصر به گونه ای بازتاب یافته که در ادبیات گذشته ما وجود نداشته و اگر هم بوده از جنس دیگری بوده است. در این پژوهش نویسنده ضمن اذعان به دامنه و گستردگی بحث حاضر در ادبیات داستانی معاصر، سعی کرده؛‌ این موضوع را در مجموع آثار یکی از نویسندگان پرمخاطب (مصطفی مستور) بررسی و تحلیل کند. او نویسنده ای است که در اغلب داستان هایش انسان هایی گرفتار در یک برزخ تمدنی را توصیف می کند و خدامحوری و تلاش برای کشف خویش، معنا و خداوند دغدغه ایی است که مبنای اصلی داستان های او را در بر می گیرد و کشف این رابطه است که مبنای زیستن و درک «معنای زندگی» در آثار او را جهت می دهد. در این پژوهش سعی شده مسائل چیستی انسان و روابطش با خدا، خود، دیگران و طبیعت، در مجموعه آثار مصطفی مستور بررسی و تحلیل شود.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

rewiev and analysis of human and antropology concept in the Mastoor stories

نویسنده [English]

  • Ebrahim Ebrahimi kiasari 2
2 master of Arts in the payame noor University
چکیده [English]

assaHafez’s poems, which reflect his world of whim and mystery, has always been considered as a text to be analyzed for its complex meaning and language, and in this regard, these poems have been analyzed from many perspectives. The arch typical analysis of literature, which has attracted great attention for the past decades, such as other inter-major studies, is considered to be a subcategory of psychological analysis. This study, which attempts to research archtypical implications of the human characteristics, paves the way for further and deeper studies of the literature and depicts the global humanitarian message of poets such as Hafez. This study has tried to observe the world of Hafez’s poems through Jung’s school of psychoanalysis and the arch type perspective, and aims to analyze the reoccurring character of the ‘Old Wise Man’ in Divan-e Hafez. The comparative study of the ‘Pir-e Moghan’ character in Divan-e Hafez and Jung’s ‘Old Wise Man’ shows that these two characters are very much alike, and in fact somewhat in accordance with each other.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Jung
  • Arch type
  • Old Wise Man
  • Pir-e Moghan
آبادیان، رسول (اردیبهشت ۱۳۸۵). تعفن جذام و بی مصرفی خوک. روزنامۀ همشهری. ص۱۴.

گرجی، مصطفی (1386). «نقد تطبیقی و بینامتنی رمان ژان باروا و رمان روی ماه خداوند را ببوس». نشریه دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه کرمان. شمارۀ ۲۱. صص۱٥-۱۰.

مستور، مصطفی (۱۳۹۰). عشق روی پیاده­رو. چاپ دهم. تهران: چشمه.

مستور، مصطفی (۱۳۸۸). من گنجشک نیستم. چاپ سوّم. تهران: مرکز.

مستور، مصطفی (۱۳۷۹). روی ماه خداوند را ببوس. چاپ اوّل. تهران: مرکز.

مستور، مصطفی (۱۳۸۲). چند روایت معتبر. چاپ اوّل. تهران: چشمه.

مستور، مصطفی (۱۳۸۸). من دانای کل هستم. چاپ هشتم. تهران: ققنوس.

مستور، مصطفی (۱۳۹۰) حکایت عشقی بی قاف بی شین بی نقطه. چاپ هفدهم. تهران: چشمه.

مستور، مصطفی ( ۱۳۸۳). استخوان خوک و دست­های جذامی. چاپ اوّل. تهران: چشمه.

مستور، مصطفی (۱۳۸٥). دویدن در میدان تاریک مین. چاپ اوّل. تهران: چشمه.

مستور، مصطفی (۱۳۸۹). تهران در بعدازظهر. چاپ اوّل. تهران: چشمه.

ملکیان، مصطفی (۱۳۸۴) مهر ماندگار. چاپ دوّم. تهران: نگاه.