پژوهش های ادبی و بلاغی; پژوهش; ادبیات; بلاغت;

نگاهی متفاوت به داستان «شیر و نخجیران» مثنوی از منظر نظریة «اقسام عقلانیت»

نوع مقاله: تحلیلی و انتقادی

نویسنده

عضو هیات علمی دانشگاه پیام نور

10.30473/pab.2020.49699.1706

چکیده

مولوی در جای‌جای مثنوی با شیوۀ «قیاس اصولی» مخالفت شدید کرده و به‌کارگیری آن را خطای شناختی- ادراکی می‌داند؛ ولی عملاً در داستان‌های خود برای ثبوت و اثبات نظریه‌ها، نوع منطقی آن را مباح می‌داند هرچند، بر اساس شیوۀ منحصربه‌فردی که در نوع خطابۀ خود دارد، تناسب منطقی و نظم معهود آن را به هم می‌زند.
این مقاله تناسب استدلال مولوی را در داستان تمثیلی «شیر و نخجیران» مورد نقد و بررسی قرار داده و سپس روش ایشان را با نظریه قائل به «اقسام عقلانیت» می‌سنجد و در پایان به این نتیجه می‌رسد که مولوی تأثیر حالات روان‌شناختی و فضایل عقلانی آدمی را در شیوة استدلال او موثر می داند. هرچند چنین شیوه‌ای در چارچوب منطق ارسطویی و حتی منطق جدیدِ برآمده از سنت تحلیلی مذموم است؛ اما رویکردهای امروزین در بحث عقلانیت چنین شیوه‌ای را اجتناب‌ناپذیر، رایج و جاری می‌داند زیرا استدلال و حجت انگیزی اساساً در عالم واقع و در زندگی روزمره از چنین سبک و سیاقی پیروی می‌کند بنابراین می‌توان این ادعا را مطرح ساخت که چه‌بسا مولوی از این حقیقت ظریف غافل نبوده است.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

A different look at the story of "Lion and Nakhjiran" from Mathnawi from the perspective of the theory of "types of rationality"

نویسنده [English]

  • a gh
phd
چکیده [English]

Rumi opposes the methodology of "principled analogy" in Masnavi's place and uses it as a cognitive-perceptual error, but in fact, in his stories, he believes in the kind of logical reasoning to prove and justify the theories, however, based on a unique method that is in the type of the word It has its own logical proportions and its discipline.
This article reviews the appropriateness of Rumi's allegory in the allegorical story of "Lion and Nakhjiran" and then examines his approach to the theory of "types of rationality" and concludes that Rumi's influence on psychological states and human intellectual virtues He considers it effective in his style of reasoning. Although such a method is banished within the framework of Aristotelian logic and even new logic derived from the analytic tradition, today's approaches to rationality consider such a method inevitable, prevalent and current, because reasoning and authority are fundamentally present in such a world and in real life. A politician follows, so one can claim that Rumi was not unaware of the subtle truth.

کلیدواژه‌ها [English]

  • "Rumi"
  • "Masnavi"
  • "Argument"
  • "types of rationality"
  • "rational virtue"